خورشید

غروب نمی کند؛

قطار

می پیچد پشت کوه

کوهی از غم

پشت باران ...

 

پ .ن : باز هم بهشت ، باز هم هبوط

دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٠ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

 

آهااااااای جناب باران !

ما امروز بشدت دلمان برای شما تنگ شده است

ممکنه لطفاً ؟

پ . ن : چتر نخواهم آورد ...

 

سه‌شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()
تگ ها: باران و دلتنگی و آرزو و چتر

باران و تگرگ شدید دیشب ، چهره تهران را بخصوص در مناطق شمالی تغییر داد . خبرهای دوستانم از سرویس اجتماعی هم متأسفانه حاکی از این بود که در جریان تگرگ باران ِ دیشب یک تا سه نفر از همشهریان هم جان خود را از دست داده اند . مسلماً این تگرگ شدید باعث خواهد شد که تمامی شکوفه ها و سردرختی ها از بین بروند و البته ما را از نعمت خوردن توت های خردادماه محروم خواهد کرد اما علاوه بر ریختن سر درختی ها ، ریختن برگهای کوچک درختان تهران بود که مناظر زیبایی  را فراهم کرده بود بخصوص امروز و پس از طلوع آفتاب .

امروز صبح همین طور که در خیابانها قدم می زدم ، از این سبزریزان بهاری ( بر وزن برگریزان پاییزی !) هم چند عکس گرفتم . همه روزنوشتها که نباید حتماً سیاسی و حتی ادبی باشد !

پ . ن : هنوز که هنوز است برخی از دوستان می گویند ما می خواهیم در بازی وبلاگی سه تایی ها شرکت کنیم . حرفی نیست . هر وقت نوشتید ، در بخش نظرات ، خبرش را کامنت کنید تا در صفحه اصلی روزنوشت قبلی نام شما و وبلاگتان را اضافه کنم . این بازی زمان پایان ندارد .

 

شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()